نگاهی به بازار سهام – هفته‌ی چهارم آذرماه ۱۴۰۴

فهرست مطالب

پادکست (تولیدشده با هوش مصنوعی)

تاملی بر آمار تامین مالی از طریق بازار سرمایه

سنانیوز: «گزارش آماری اداره تحلیل‌های اقتصادی و ریسک سازمان بورس نشان می‌دهد در ۸ ماه امسال، ارزش تجهیز و تأمین منابع مالی از طریق بازار سرمایه با ۶۳ درصد رشد نسبت به مدت مشابه سال قبل به ۸۸۶ هزار میلیارد تومان رسید.»

نگاه به جزئیات این آمار، می‌تواند دید روشن‌تری از وضعیت تامین مالی در بازار سرمایه ارائه دهد.

از این ۸۸۶ همت، ۵۲۸ همت آن مربوط به انتشار انواع اوراق بدهی است که اوراق شرکتی تنها ۵۶ همت آن است و بخش عمده (۴۵۰ همت) مربوط به اوراق دولتی است و ۳۹۰۰ میلیارد تومان نیز مربوط به اوراق شهرداری‌ها است. در بخش تامین مالی از طریق بدهی، ۹۴۷۴ میلیارد تومان نیز مربوط به ۴۸۶ طرح تامین مالی جمعی است.

در بخش تامین مالی از طریق سرمایه، ۱۷۷ همت مربوط به «افزایش سرمایه از محل مازاد تجدید ارزیابی دارایی‌ها» است که صرفا یک تغییر حسابداری است و طی آن، هیچ وجه نقدی به شرکت در ابتدا تزریق نمی‌شود. اگر این بخش را کنار بگذاریم، کل تامین مالی مذکور از بخش سرمایه ۱۶۹ هزار میلیارد تومان بوده است که تنها حدود ۲ درصد کل ارزش بازار سهام تهران است. این ۱۶۹ همت شامل افزایش سرمایه از محل سودانباشته (۸۴۷۲۱ میلیارد تومان)، اندوخته (۳۱۵۹۴ میلیارد تومان) و آورده نقدی و مطالبات حال‌شده (۵۳۰۲۰ میلیارد تومان) است. ۲۳۶۶ میلیارد تومان نیز مربوط به عرضه اولیه سهام شرکت‌ها در بورس و فرابورس است که با توجه به شیوه کنونی رایج در عرضه اولیه، در واقع بیشتر به معنای جابه‌جایی سهام میان سهامداران مختلف است و به معنای انتشار سهام جدید و تامین مالی شرکت از این طریق نیست.

نتیجه مزایده واحدهای ممتاز صندوق پالایشی یکم

تامین سرمایه نوین اعلام کرد که با توجه به ابلاغیه سازمان خصوصی، برنده مزایده واحدهای ممتاز صندوق پالایشی یکم به مبلغ ۹۳۰ میلیارد تومان (با شرایط پرداخت ۲۵ درصد نقد و الباقی اقساط ۳۶ ماهه با بازه پرداخت ۶ ماهه) شده است.

با توجه به مطلب هفته پیش آکادمی دانایان در این باره، می‌توان تکرار کرد که این قیمت پرداختی در واقع در ازای منافع ناشی از کارمزد «دستوری» مدیریت و بازارگردانی صندوق و نیز ناشی از امید به بهره‌برداری از منابع صندوق (مانند اوراق و سپرده بانکی) و عدم استفاده حداکثری منابع صندوق در راستای منافع دارندگان واحدهای عادی صندوق است که خود را در اختلاف ۱۵ درصدی قیمت از خالص ارزش دارایی این صندوق نشان داده است. این قیمت پیشنهادی، میتواند برآوردی ارائه دهد از ارزش کنترل شرکت‌های سرمایه‌گذاری در بازار سهام تهران یا ارزش مجوزهایی که در بازار برای نهادهای مالی مانند صندوق‌ها، اغلب به صورت سلیقه‌ای، صادر می‌شود.

از سویی دیگر، کنترل همین تامین سرمایه اکنون از طریق بانک اقتصاد نوین به سرمایه گذاری گروه توسعه ملی و در نهایت به بانک ملی و وزارت اقتصاد می‌رسد، هر چند که این شرکت‌ها سهامداران غیر دارند. در واقع در طی این واگذاری، کنترل این واحدهای ممتاز از شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران به وزارت اقتصاد منتقل شده است و چندان مشخص نیست چقدر می‌توان جابه‌جایی کنترل از یک بخش دولت به بخش دیگر دولت را «خصوصی‌سازی» دانست.

نکته‌ی جالب این است که علی رغم آنکه مالکیت واحدهای ممتاز تا پیش از این متعلق به شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی بود، اما مدیریت و بازارگردانی این صندوق در پنج سال گذشته به همین تامین سرمایه واگذار شده بود و اکنون هیچ تغییر مدیریتی نیز طی این واگذاری اتفاق نیفتاده است. تنها نکته‌ی مثبت به نفع دولت در طی این واگذاری این بوده است که تاکنون سهامداران اقلیت این تامین سرمایه در منافع حاصل از مدیریت این صندوق به صورت رایگان سهیم بوده‌اند که اکنون مبلغی برای استفاده از این منافع در طی این مزایده پرداخت شده است.

ارزیابی اجرای مرحله معاملات پایانی (TAL)

معاون عملیات بازار بورس تهران: «بررسی آمار معاملات پایانی از زمان راه‌اندازی این مرحله نشان می‌دهد ضریب نفوذ نمادهای معامله شده در این مرحله ۷۰ درصد است یعنی به‌طور میانگین ۷۰ درصد نمادهای مشمول برگزاری مرحله معاملات پایانی، با استقبال سهام‌داران مواجه شده‌اند. از طرفی ارزش معاملات پایانی تاکنون بیش از هزار میلیارد تومان بوده است و اشخاص حقیقی دارای سهم ۵۱ درصدی در سمت خرید TAL بوده‌اند. در ابتدای کار، TAL برای تابلوی اصلی بازار اول راه‌اندازی شد ولیکن اکنون با بررسی بازخوردها و ارزیابی سطح آمادگی فنی و اجرایی، تعمیم مرحله معاملات پایانی برای تمامی نمادهای موجود در بازار اول و دوم بورس تهران قابل انجام است.»

به نظر می‌رسد که از این آمار، نمی‌توان نتیجه گرفت که کارکرد این مرحله از معاملات در بورس تهران تاکنون مناسب بوده است. برای مثال، توضیح داده نشده است که چرا ۳۰ درصد از نمادها در مرحله معاملات پایانی هیچ معامله‌ای نداشته‌اند؟ در آن ۷۰ درصد از نمادها که معامله شده‌اند و جمع ارزش معاملاتشان بیش از هزار میلیارد تومان شده است، این ارزش معاملات چه نسبتی از ارزش کل معاملات بازار است و چه شباهتی به آمار بورس‌های بین‌المللی دارد؟ آیا این ارزش معاملات هزار میلیارد تومانی در تمامی این نمادها به تناسب بوده است یا آنکه عمده‌ی ارزش معاملات در نمادهای خاصی بوده است و بقیه نمادها معاملات ناچیزی داشته‌اند؟ این تمرکز ارزش معاملات در برخی نمادهای خاص چه پیامی را می‌تواند داشته باشد؟ چه بخشی از این معاملات در نمادهایی بوده است که «قیمت پایانی» به «قیمت آخرین معامله» نزدیک بوده است و چه بخشی از معاملات در نمادهایی بوده است که این دو قیمت فاصله‌ی قابل توجهی داشته‌اند؟ فرضا اگر قیمت پایانی یک نماد ۵۰۰ تومان و قیمت آخرین معامله ۵۱۵ تومان بوده است و در مرحله معاملات پایانی، که بر اساس قیمت پایانی است، یک کد حقوقی به چند نفر اشخاص حقیقی روی قیمت ۵۰۰ تومان سهم را با حجم بالایی بفروشد، آیا این لزوما نکته‌ی مثبتی است یا اتفاقا جای نگرانی دارد؟ مثلا نباید سوال ایجاد شود که چرا این کد حقوقی یک ربع قبل‌تر و تا سه درصد بالاتر، سهام را نفروخته است؟ اگر این کد حقوقی مربوط به صندوق‌هایی باشد که با منابع عمومی فعالیت می‌کنند، این مسئله غامض‌تر نمی‌شود؟

این سوال‌ها نشان می‌دهد که لازم است داده و آمار مناسب‌تری ارائه شود تا بتوان در مورد کارکرد این مرحله معاملات پایانی در بورس تهران، که با مدل‌های بین‌المللی تفاوت دارد، بهتر اظهار نظر کرد. پیش از «تعمیم مرحله معاملات پایانی برای تمامی نمادهای موجود در بازار اول و دوم بورس تهران» به نظر لازم است مسئولان محترم بورس تهران توضیح دهند که چرا بر خلاف بورس‌های بین‌المللی، مرحله حراج ناپیوسته پایانی را پیش از مرحله معاملاتی پایانی کنار گذاشته‌اند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب