مهمانان: دکتر محمد طبیبیان و دکتر حسین عبده تبریزی
ویدیو گفتوگو
معرفی مهمانان
دکتر محمد طبیبیان و دکتر حسین عبده تبریزی
توضیح صفحه: اقتصاد: دیدگاه انسانی (جلد اول)، محمد طبیبیان نشر نی و دانایان، ۱۴۰۴
این کتاب تاریخِ علمی را روایت میکند که معیار موفقیتش ارتقای زندگی مردم است؛ علمی که امکان شکلگیری و انباشت سرمایه را فراهم کرده، رفاه آفریده و شیرینیِ زیستن را بیشتر کرده است. اقتصاد: دیدگاه انسانی نشان میدهد چگونه اندیشهها، نهادها و بازارها در کنار هم، کار و خلاقیت را به ثمر رساندهاند تا سفرهها رنگینتر، انتخابها گستردهتر و آینده ساختنیتر شود. کتاب اقتصاد: دیدگاه انسانی، فقط درسِ اقتصاد نمیدهد؛ شرحِ همان شیرینیِ ملموسی است که وقتی تولید، مبادله و آزادیِ انتخابِ درست کنار هم مینشینند، در زندگی روزمرهی آدمها تحولی شکل میگیرد. موبایل و اینترنت زندگی ما را شتابزده کردهاند؛ نسل امروز کمتر حاضر است برای رسیدن به اصل مطلب دور موضوع بگردد و ترجیح میدهد بیدرنگ بر «جانِ کلام» سوار شود. آنان دنبال اختصارند و از طول و تفصیل زود خسته میشوند. خواندن برای نسل جوان چنین است که دست در انبان اینترنت میبرد و درست همان دو جملهای را برمیگیرد که به کارش میآید؛ به دنبال حاشیه و زوائد نمیرود. حتی تماشای یک فیلم دو ساعته برایش ملالآور است، چه رسد به کتابی دوجلدی. دیگر مطالعه همچون گذشته سفری آرام و طولانی نیست؛ کتاب باید دلیلی روشن و کششی درونی داشته باشد تا خواننده با آن همراه شود. کتابی خوانده میشود که ترکیبی از سادگی، عمق، شیرینی و انسجام داشته باشد؛ چیزی که موضوعات پراکنده را به هم پیوند بدهد و خواننده را همراه کند. اقتصاد: دیدگاه انسانی استاد طبیبیان چنین ویژگیهایی دارد. جلد اول آن با روایت تاریخی و زبانی روشن نوشته شده و نسل جوان را جذب میکند، چون هم ساده است، هم عمیق، و هم موضوعات بزرگ را به قصهای خواندنی بدل میکند. این کتاب برخلاف بسیاری از متون خشک، تحمل خواندن «یکنفس» را دارد و نسل امروز میتواند آن را مثل برق بخواند و لذت ببرد. اصل حرف طبیبیان آن است که اقتصاد بخشی از علوم انسانی است که در پس هر نظریهی اقتصادی، تصویری از انسان، منزلت او و جایگاه اخلاق نهفته است، نه دانشی خشک و محاسباتی. به همین دلیل، روایت خود را از جایی آغاز میکند که اقتصاد مدرن زاده شد: عصر روشنگری. زمانی که تعریف ثروت از «انباشت طلا و نقره» به «توانایی جامعه در تولید کالاها و خدمات برای رفاه مردم» دگرگون شد؛ نقطهای که در آن اقتصاد از حسابگری صرف فراتر رفت و به علمی بدل شد که غایتش بهبود زندگی جمعی انسانهاست.
طبیبیان سپس در سیر تاریخی کتاب، نسل به نسل متفکران اقتصادی را دنبال میکند. آدام اسمیت را به تصویر میکشد؛ کسی که با نظریهی تقسیم کار و دست نامرئی نشان داد پیگیری منافع شخصی ممکن است به سود عمومی بینجامد. او همچنین بستر فلسفی اسمیت را روشن میکند: پیوند میان اخلاق، همدلی و اقتصاد. از نظر اسمیت، بازار نه فقط محلی برای معامله، بلکه نهادی اجتماعی است که بر مبنای ارزشهای اخلاقی دوام دارد.
پس از اسمیت، نوبت به اقتصاددانانی میرسد که مسیر اقتصاد را گسترش دادند یا به چالش کشیدند: ریکاردو با نظریهی مزیت نسبی؛ مالتوس با هشدارهای جمعیتی؛ و مارکس با نقد ریشهای سرمایهداری و نظریهی ارزش کار. هر یک از این متفکران بُعدی تازه به اقتصاد افزودند و نشان دادند این علم فقط دربارهی رشد نیست، بلکه با عدالت، فقر و تضاد طبقاتی نیز گره خورده است. کتاب به جدال عقلانیت روشنگری با رمانتیسم قرن نوزدهم هم میپردازد. بنتام و میل با نظریهی مطلوبیتگرایی معیار «بیشترین خوشی برای بیشترین افراد» را پیش کشیدند، در حالی که رمانتیکها بر آزادی فردی و احساس تأکید داشتند. همین بحثها باعث شد اقتصاد به پرسشهایی عمیقتر دربارهی رفاه و هدف زندگی اجتماعی گره بخورد. طبیبیان سپس وارد قرن بیستم میشود و نقش آلفرد مارشال و نئوکلاسیکها را شرح میدهد. مارشال اقتصاد را علمی دانشگاهی کرد و مفاهیم عرضه و تقاضا، کشش و مازاد مصرفکننده را نهادینه ساخت. نئوکلاسیکها اقتصاد را ریاضیمحور کردند و نظریهی تعادل عمومی و معیار بهبود پارتو را توسعه دادند. این رویکرد قدرت تحلیلی بالایی داشت، اما از نهادها و تاریخ غفلت میکرد. کتاب بخش مهمی را هم به جان مینارد کینز اختصاص میدهد؛ اقتصاددانی که در دههی ۱۹۳۰ و در اوج رکود بزرگ، انقلابی در اقتصاد ایجاد کرد. کینز نشان داد که بازار همیشه به تعادل نمیرسد و گاه بیکاری گسترده پدید میآورد. راهحل او مدیریت تقاضا توسط دولت بود، از طریق هزینههای عمومی و سیاستهای مالی. همین نظریه پایهی اقتصاد کلان مدرن شد و تا چند دهه سیاستهای اقتصادی جهان را شکل داد. طبیبیان توضیح میدهد که چگونه کینز موفق شد دولتها را به دخالت در اقتصاد ترغیب کند و همزمان چرا در دههی ۱۹۷۰، با پدیدهی رکود تورمی، ناکامیها آغاز شد.